آقا چیه همه شما دنبال من راه افتادین
مگه اومدیم گردش خوب برید سر خونه زندگیتون
.
.
.
با همیم حالا دیگه

آقا چیه همه شما دنبال من راه افتادین
مگه اومدیم گردش خوب برید سر خونه زندگیتون
.
.
.
با همیم حالا دیگه

هنوز یه چیزایی هست قدیمیه
می کشمت قدیمیه
ولی من می کشمت
اومدم برات دستمو بکنم تو کیســـــــــــــــــش
.jpg)
یه وقت دیدی با یکی از همون گلهای پلاسیده باغ ولی خان
آره و ...
با برادری مثل تو یار و غار نه !!!!!!

حال همه ما خوب است اما تو باور نكن

قــــیصــــــــر
کجایی که داآشتو کشتن
چرا اینقدر در برابر ابراز قدرت ضعیفم
این ضعف من از کجا میاد ؟
این ضعفو من از کی به ارث بردم ؟
از پدرم ؟ مادرم ؟ وطنم ؟
از مهشید ؟
ای مهشید ... مهشید

خدایا یه معجزه
عین ابراهیم
عین اسماعیل
آقای قاضی به من ظلم شده
این خانوم ، فک و فامیلش - همه - دست به دست هم دادند که زندگی منو از هم بپاشن
هيچ دردی نيس كه درمون نداشته باشته جز درد بي كسي
بازم نفهمیدی چی بهت گفتم
.jpg)
ولی مهشید با باباش فرق میکرد
برا اون پول باباش مهم نبود

حرف از مردونگي نزن كه هيچ خوشم نمياد
كي واسه من قد يه نخود مردونگي رو كرد تا من واسش يه خروار رو كنم
اين دنيا واسه من همش كلك بوده و نامردي
به هر كي گفتم نوكرتم با خنجر كوبيد تو اين جيگرم
![]()
بخدا هم بالامو میدونم هم پایینمو
غصه ورم داشته
غصه من که عین تو نیس
همش شده نعشگی بعد التماس
گور پدر نعشگی بعد التماس

می بینی کار ما تو این ملک به کجا رسیده

بابا من دزدم
سابقه دارم
بچه ام حرفمو باور نمیکنه چه برسه به غرییه ها
میخوام تماشاچی ها تماشام کنن
مینشستیم اینجا با هم چایی میخوردیم
همیشه موقع چایی خوردن میگفت تماشاچی ها دارن نگامون میکنن
میگفتم بانو تئاتر که تعطیله
میگفت بعضی چیزا تعطیل بردار نیس
میگفتم عین سالونها
میگفت عین زندگی ابی مشرقي
خورشيد دم غروب
آفتاب صلات ظهر نميشه
مهتابيش اضطراريه
دوساعته باتريش سهست
بذارين حال كنه اين دماي آخر
حال و وضع ترنجبين بانو عينهو وقت اضافيه بازيه فيناله
آجيل مشگل گشاشم پنالتيه
گيرم اينجور وجودا
موتورشون رولز رويسه
تخته گازم نرفتن سربالايي زندگي رو دينامشون هم وصله
به برق توكل
اينه كه حكمتش پنالتيه
يه شوت سنگين گله
گلشم تاج گله

خوشبختی یعنی دیدن چیزای کوچک تو زندگی
اینو زهراسادات بهم گفت

كجاي حرفام بوي گدايي ميداد
خواهر شما سهمتونو دادين سهمتون همين نيش زبونايي بود كه گفتين
من جام وفا در دست دنبال رفیقم
وقتی خانم رفت بارون گرفت
تو اولین کسی نیستی که فرصت سخن گفتن را از من گرفت-فرصت عشق را -دوست داشتن را
.jpg)
درک حقیقت مفت بدست نمی آد
درنا یه بخش از وجود من بود
من باید درنا رو میدادم تا دنیا رو بفهمم
سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
.
.
.
ساقیا! می بده و غم مخور از دشمن و دوست
که به کام دل ما آن بشد و این آمد

ای علی عابدینی!
ای رفیق قدیمی!
چی شد که یهو غیبت زد؟

آخ اگه بارون یزنه
.
.
.

وقتی آدم تنها میشه به خیلی چیزا دل می بنده

تو كوچه ها پرنده پر نمي زد
زنده اي نمونده بود كه زير تابوت مرده ها رو بگيره
همه چيزم رفت
وقتي اون رفت يعني همه چي رفت
چی میشد همه جا عشق و دوستی
همه جا صلح و صفا
